آخرین نگاه ...

نمی دانم کجا ایستاده ام...

در برزخم !

که دوزخیان آسوده ترند !

و تعلیق عذاب معصیت است ...

به کدامین معصیت معلقم؟

من دلم؛

گاهی هوای یک خیابان می کند،

پر درخت؛قدیمی؛

با کوله باری از فراموشی؛

که از همین جا تا تمام نوجوانی ام قدم بزنم.

در برزخم...

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱/۸ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ توسط شقایق نظرات ()

سال نو مبارک

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط شقایق نظرات ()

از هر کرانه یکی تیر دعا کرده ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ توسط شقایق نظرات ()


Design By : Pichak