معجون !

آفتاب غروب می کرد و با گیسوان طلایی اش ماهیان را جادو...

افسونی که گرد موهایش بر آب می پاشید وحلقه هایی که به دنبا ل تلاطمی نا پیدا در سراسر آب نقش می بست،آب را معجونی شفا بخش سا خته بود.

عبور شیطنت آمیز باد از میان دستا ن ظریف بید،سایه هایی که رنگ سیاهی به خود می گرفتند وشبی ارغوانی که در امتداد روزی مه آلود زاده شده بود...

هوا سنگین شد . قدرت نفس کشیدن نداشت،ضربه های قلبش که به سینه اش کوبیده می شد بر شدت این حا لت می افزود...

پاها یش را در آب فرو کرد وآرامش ماهیا ن را آشفته سا خت .

ستاره ای از میان حریر نقره ای ابری سر بر آورد واز پی آن افکاری عنان در رفته...

"همه جا تاریک بود ونفس شراره های سرخ آتش به شماره افتاده بود.هِیمه ها به پای شبانه های آنها می سوختند...

هنگامی که از شدت نزدیکی به رویاها یش قادر به شماره کردن نفس آن همه خیا ل شده بود، حتی تصور چنین پایانی برایش نا ممکن به نظر می رسید.

دیگر گوش نمی داد. نگاهش با دودی که از مرگ آتش تولد یافته بود در آمیخته بود.

دیگر راهی برای یکی شدن آنها باقی نمانده بود..."

وقت رفتن فرا رسید.

معجون آب،خاطرات مرده را از او جدا ساخته بود!

/ 53 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

قشنگ بود ... این هم از اثر ! یادت نره چه قولی داده بودی ! مواظبشون باش ! بازم ممنون !

تی تی

سلام ببخش که ناراحتت میکنم[گل][ناراحت]

آرام

خیلی خیلی خیلی زیبا بود شقایق جان عالی نوشتی اندیشیدن وفکرکردن: مهم است ولی برای خوشبخت شدن نباید زیاد اندیشید وفکر کرد.

آرام

علی بود شقایق جان خیلی خیلی زیبا منتظر مطالب زیبات هستم اندیشیدن وفکرکردن: مهم است ولی برای خوشبخت شدن نباید زیاد اندیشید وفکر کرد.

سیدمحمد ( ببر مبارز )

سلام رفيق خراسان محل طلوع خورشيد اگر مايل به خواندن مطالب اين موضوع هستي پيش ما بيا. به اميد ديدار[خداحافظ] ببرمبارز WWW.SMIZ.PERSIANBLOG.IR

بی سرزمین تر از باد

سلام شقایق عزیز راستش خوبه.بعضی از جمله هاش آدم رو یاد جادوئی می اندازه که توی نوشته های نویسنده های آمریکای جنوبی هست. پیشنهاد می کنم بیشتراینجوری بنویس.

padeshahe baran

سلام[بوسه] خوبی؟[قلب] میدونی بدترین نوع یه رابطه چیه؟[ناراحت] اینکه کسی که بهش علاقه داری حالا به هر طریق ...!همیشه داشته باشی و ببینیش ولی نتونی احساساتت رو واضح بهش بگی... تا اون هم از عذابی که می کشی با خبر بشه که اگر باهات نمی سوزه نذاره که تو بسوزی به جای سوزوندن وخاکستر کردن تو واحساساتت ...تو واحساساتتو بسازه[ناراحت] آپم و منتظرت[قلب] زوووود بدو بیا[بوسه] منتظرتم عزیزم[قلب] فعلا[قلب][بوسه][ناراحت]