تفاوت

تفاوت...

گاهی به اندازه ای زیاد که شباهت ها را می بلعد؛

به اندازه ای که مثل تو بودن ها را در خود غرق می کند...

تفاوت...

به اندازه ای زیاد که جسم و روحم را زنده به گور می کند...

در این مبارزه تن به تن بین من و تفاوت ها،گاه تسلیم می شوم و اجازه می دهم تا او،تک تک کلمات ذهنم را دفن کند و گاه مبارزه می کنم...

می جنگم و بعد هر دو خسته می شویم؛خسته می شود و اجازه می دهد تا مدتی مثل هم بودن ها دل خوشمان کند ...

و دوباره به رخم می کشد خودش را؛چشمان جدایی اندازش را و دست های سردش را...

تفاوت زمین را از آسمان جدا کرد و شکوفه را از درخت،حال کمر به مرگ من بسته...

فراموش می کنم خودم را،تا تنها تو باشی و تو باشی و تو...

و دیگر تنها تو بودن تفاوتی ندارد!

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصوره

تفاوتها گاه لازمند .میشه مبارزه کرد ولی شاید بعضی چیزا رو از دست بدیم.برداشتم این بود[لبخند][نیشخند]

یه شقایق

سلام دوست گلم دیگه داشتم نگران می شدم ها ..خوب شد که دست به قلم شدی و مثل همیشه زیبا نوشتی.. تفاوت ها لازمه ی زندگی هستن ولی بعضی وقتها زیاده از حد می شن و باید یه فکری کرد!

آیدا

فقط همين؟؟؟[ابرو] تفاوتها هميشه زيبان شقايقم...وهرچه شباهتها رو از بين ببرن زيباترهم ميشن...شباهت بي اندازه تكرار مياره...ركود مياره.... وزيباتر از همه ي اين جنگها....شباهتا....تفاوتا....اينه كه خودتو محو كني از ذهنت....او ي كامل بشي....هرچي تو ذهن خودت محو تر باشي...تو ذهن ديگران....و او...پررنگ تر و ريشه دارتر ميشي...[قلب]

چه خبر از دل تو....؟ نفسش مثل نفسهاي دل کوچک من ميگيرد...؟ يا به يک خنده ي چشمان پر از ناز کسي ميميرد...؟ ......... چه خبر از دل تو....؟ ...دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من ميگيرد...؟ قشنگـــــــــــــــــــــــــــــه![گل]

آیدا

شقايق؟!كجايي بچه درسخون؟؟؟[خرخون] اومدي نت به منم سربزن... بروزم عموزاده...[چشمک]

علي طاهري

سلام. من تازه وب زدم. خوشحال ميشم اشكالاشو بگين.[لبخند]

علي طاهري

سلام. من تازه وب زدم. خوشحال ميشم اشكالاشو بگين.[لبخند]