مسافر

آدمیست دیگر ؛

گاهی دلش برای خودِ چند ماه و چند سال پیشش تنگ می شود ،

حتی گاهی زیر قولش می زند

که قرار نبود حرف های دلش

دوباره نوشته شوند

که دوباره حرف از تو باشد...

 

آدمیست دیگر ؛

هر روز دلش برای تو تنگ می شود

برای قدم زدن های گاه و بی گاه با تو

تویی که اگر آن سر دنیا هم بروی

دوستم هم نداشته باشی...

اصلا بیخیال این فکر های بی موقع !

بیا تا وقت هست ،

تا هستیم ،

یکدیگر را دوست بداریم

دوستت داشته باشم

دوستم داشته باشی

گور بابای چمدان بسته شده و بلیت هواپیما ...

 

...

 

این سطر ها را

اگر بخواهی

تا قیامت ادامه می دهم

آنقدر که پشیمان شوی

که آسمان را به زمین بدوزی

نروی...

 

اصلا بگذار دیگران هر فکر و خیال خامی که دارند ، داشته باشند

من که دوستت دارم

من که از تو دست نمی کشم

این را که باور داری؟

 

نه

نمی شود ؛

این دست های لرزان ،

این کاغذ پاره و

سطرهای خط خطی

شعری برای ماندن

نمی شود

...

/ 9 نظر / 8 بازدید
antea

آپ شدنت مبار کــــ :پی

نسترن

بالاخره شعورم به این یکی رسید ! [رویا] [ماچ][قلب] این آنته آ رو تحویل نگیر

antea

nastaran :||||||||||||

نسترن

من هیچوقت با شعور نمیشم [قلب] تو شعورت کم شده [گل]

نسترن

:)) بالاخره یه حقیقتیه که دیر یا زود همه میفهمن آنته آ کامنت نده

آنا

عالی بود شقایق جون :*

یواشکی

عالی بود واقعا عالی بود

مریم

عالی بود واقعا به منم سر بزن خوشحال میشم

بی سرزمین تر از باد

سلام اول که سه سالگی وبلاگت مبارک.هرچند با تاخیر[نیشخند] امید و تلاش.چیزیه که همیشه بهش اعتقاد داشتم.